محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
195
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( شهادة ممتحنا إخلاصها و معتقدا مصاصها ) اين عبارت حاكى از آن است كه گواهى به توحيد از عمق اعتقادات امام عليه السّلام و با خلوص نيت بوده و هماهنگى آشكار و نهان ، و قلب و زبان او را همراه داشته است . امام على عليه السّلام با شك و ترديد به يگانگى خداوند شهادت نداد و اينگونه نبود كه از غير خدا نيرو گيرد و دروغ گفته باشد و خود ، گفتههاى خود را تخطئه كند . از اين رو است كه شهادت به توحيد يا كلمه توحيد ، به كلمه تقوى نيز خوانده مىشود ؛ چه آن كه به موجب طبيعت خويش ، تقوى را در پى خواهد داشت . كلمه نجات نام ديگرى براى گواهى به توحيد است ؛ چه آن كه سبب رهايى از عذاب خداوند است ؛ همچنين كلمه هشدار ( كلمة النذير ) كه به نابودى همه چيز مگر ذات خداوند هشدار مىدهد ؛ و كلمه توكل كه هرگونه قدرت و نيرويى را از غير او نفى مىكند . كوتاهسخن آن كه كلمه توحيد ، خالق را مبرا از داشتن شريك ساخته و مخلوق را از پرستش غير او باز مىدارد . چه نيكو گفته آن كه كلمه توحيد را ، نه فقط حروف ، كه شيوهاى براى زندگى دانسته است . « 1 » از همين رو است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « سخن لا إله الا اللّه نيكوترين پيامى است كه من و پيامبران پيشينم آورديم . » « 2 » ( فإنّها عزيمة الايمان ) يعنى آن كه ايمانى بدون شهادت به توحيد محقق نمىشود . ( و فاتحة الإحسان و مرضاة الرحمن و مدحرة الشيطان ) خداوند پاداش نيكى را با نيكى و بيش از آن مىدهد ؛ لكن شرط پاداش ، توحيد و اقرار به آن
--> ( 1 ) . نك : تحفة الأحوذى : 9 / 107 . ( 2 ) . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد : 6 / 190 ؛ البحر الرائق : 2 / 592 ؛ كتاب الموطأ : 1 / 215 ، ح 32 ؛ اعانة الطالبين : 1 / 19 ؛ المجموع : 8 / 94 .